CafeMom Tickers

♥ مـــــادرانه های من برای تـو ♥

♥ مـــــادرانه های من برای تـو ♥

... بودنت را به نظاره نشسته ام گل گندمم

مـــــــــادرم ؛

 

امشب کاری کردی که هنوز فکر کردن بهش و عواقبش داغوووونم می کنه .

فقط نوشتم که بماند . همین .

 

نماز شکر خواندیم ، هر دو .

برای بودنت ، سالم بودنت ...

 

خدایا به خودت سپردمش ها .

۱۳٩۱/٢/٢٦ ♥ ۱:۳۳ ‎ق.ظ / مــادرت ♥.♥.♥ () |

جانِ مادر ؛

گلِ ناز مادر ... ؛

 

مدتی هست که میخواهم نوازش کردن را یاد بگیری .

انقدر نوازشت می کردم و می گفتم ، تا !

تا امروز ،

ساعت 2 ، گفتمت : بهــراد ، مامان رو ناز کن .

 

 

و تو ، محبوب کوچک من ؛

 

نوازشم کردی ، صورتم را .

و من ، پُر شــدم از تو ، تمااام شدم در تو ...

 

و حالا من ، مدام منتظر ، امیدوار ...

که این حادثه باز تکـــــــــرار شود .

و تو ؛

آنقـــــدر مهربان ، که دریغ نمی کنی این همــه عشـــق را از من .

 و باز هم من ؛

که می میرم و می بوسم جای جایِ کف دستت را ...

 

به گمانم این هدیه ی روز مادرت بود به من .

و به جرات می گویم بهترین هدیه ...

 

. دوستت دارم .

۱۳٩۱/٢/٢٤ ♥ ٩:۱٤ ‎ب.ظ / مــادرت ♥.♥.♥ () |

ای همـــــه ی من ؛
بهراد !

 

امشب دلم میخواهد که برایت بنویسم ، اما از کجا ؟ نمی دانم .

از دلتنگی این روزهایم ، از این روزهای آخر 1 سالگی ات ...
و یا از امروز ، این روز خاص .
روز من ...
روز مادر !

 

 


ادامه مطلب
۱۳٩۱/٢/٢۳ ♥ ٢:۳٦ ‎ق.ظ / مــادرت ♥.♥.♥ () |

تا کی میذاری همینطور محکم و جانانه ببوسمت ؟

تا کی میذاری این همه فشار بدمت و بچلونمت ؟

تا کی میذاری سینه ات به سینه ام بچسبه و بالا و پایین شدنش رو احساس کنم ، زندگی کنم ؟

تا کی میذاری باهت عاشقی کنم ؟؟!

 

دلم تنگ میشه اگه یه روز نذاری .

اگه بگی مامان ولم کنید .

 

به من عشق بده بهراد ، عشــــــق ...

۱۳٩۱/٢/۱۸ ♥ ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ / مــادرت ♥.♥.♥ () |

تو کیستی که من ، اینگونه بی تو بی تابم ؟
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم ...

تو چیستی که من ، از موجِ هر تبسم تو
بسان قایقِ سرگشته رویِ گردابم !

تو در کداااام سحر ، بر کدام اسب سپید ؟
تو را کدام خدا ؟
تو را از کدام جهان ؟
تو در کدام کرانه ، تو از کدام صدف ؟
تو در کدام چمن ، همره کدام نسیـــم ؟
تو از کدام سبو ؟

من از کـــجا سر راه تو آمدم ناگاه
چــــه کرد با دل من ، آن شیرین نگاه ، آه !

مُدام پیش نگاهی ، مـُــدام پیــش نگاه !

کدام نشئه دویده است از تو در تن من ؟
که ذره های وجودم ، تو را که می بینند ،
به رقص می آیند ،
سرود می خوانند !

 

 

آخه تو کی هستی گل ناز من ؟!

من هلاااکتم ، خرااابتم مادر ...

 

 


ادامه مطلب
۱۳٩۱/٢/۱۳ ♥ ٩:٥۸ ‎ب.ظ / مــادرت ♥.♥.♥ () |

تو آمدی
و قبله ، مایل به تو شد .

هوس نماز می کنم ...

 

 

 


ادامه مطلب
۱۳٩۱/٢/۱٠ ♥ ۱:۱٧ ‎ق.ظ / مــادرت ♥.♥.♥ () |

گل گندم من ؛

خوشه ی پاک من ؛

 

11 ماهه شدی . مبارکت باشه نازنین ترینم .

 

 

1 ماه دیگر تا 1 سالگی ات ، تا آن روز به یاد ماندنی ...

شمارش معکوس برای تولدت .

 

. دوستت داریم برای همیشه .

 

 


ادامه مطلب
۱۳٩۱/٢/٧ ♥ ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ / مــادرت ♥.♥.♥ () |

گنـــــج  دل من ؛

همین الانِ الان ، کاملا" جدی ! بهت گفتم :

 

بهراد ؛

هـوا را از من بگیــــر ، خنده ات را نه !

 

تو خندیدی ، خندیدی جانِ مادر ...

و من ،

غرق شدم ، بی هیــــچ تنفسی در هجــم خوبی هایت .

 

ممنون فرزندم .

۱۳٩۱/٢/۳ ♥ ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ / مــادرت ♥.♥.♥ () |

گل گندمم ؛

 

دندان هفتم ات هم آمد !

آمد و جا خوش کرد رویِ لثه ی صورتی رنگ زیبایت .

 

مبارکت باشه دردانه ی کوچکم .

 

بخند مثل همیــــشه .

 

✔. جوانه زدن هفتمین دندان ، در 10 ماه و 26 روزگی .

♥♥♥.♥♥♥
♥♥♥♥.♥♥♥

۱۳٩۱/٢/۳ ♥ ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ / مــادرت ♥.♥.♥ () |

بهــــــراد ، مامان ؛

 

از دیروز یاد گرفتی خودت از پله بیای پایین .

دیگه نگران تو آشپزخونه رفتنت نیستم .

 

داری روز به روز بزرگ تر میشی ...

 

دوستت دارم ، بی تا .

۱۳٩۱/۱/٢۸ ♥ ۱:۳۳ ‎ب.ظ / مــادرت ♥.♥.♥ () |

گل اندام من ؛

 

دندان ششم تو !

مبارکت باشه نازکِ ناز من .

 

بخند تا همیــــشه که لبخندهات از خود بی خود می کنه من رو .

 

✔. جوانه زدن ششمین دندان ، در 10 ماه و 19 روزگی .

♥♥♥.♥♥♥
♥♥♥♥.♥♥♥♥

۱۳٩۱/۱/٢٦ ♥ ٢:٠٢ ‎ب.ظ / مــادرت ♥.♥.♥ () |

وقتی صدای چلپ چلپِ دستهایت بر روی سرامیک ها می آید ...

وقتی صدای باز بسته شدن کشو های میز تلویزیون می آید ...

وقتی صدای گوش خراش کشیده شدن پایه های میز تلفن می آید بر روی سرامیک ...

وقتی صدای خنده هایت می آید ...


این ها همه یعنی ، تو خوبی !
و من چقدر خوشحالم برای خوب بودن تو .


. باش .
همیشه خوب باش .

۱۳٩۱/۱/٢٥ ♥ ٢:٠٢ ‎ب.ظ / مــادرت ♥.♥.♥ () |

عزیز دلم ؛

همه جون و دل و قلب من ؛

 

چت شده آخه مــــــــــــــادر ؟

الهی که من برای تو تیکه تیکه بشم ، اما اینجوری نبینمت .

الهی همه دردات بیاد برای من .

الهی من نباشم که تو انقدر بی حال باشی ...

 

ساعت و ببین مادر . 6 صبحه !

بیدارم بالای سرت ...

تو آروم بخواب .

سعی کن آروم بخوابی و بیدار نشی گلبرگ من .

 

کاش خوب بشی صبح که بیدار میشی عزیز جانم .

 

زود خوب شو پسرک محکم من .

 

 

خورشید آرزوی منی
گرم تر بتاب !

بیمار خنده های توام
بیشتر بخند ...

۱۳٩۱/۱/٢۱ ♥ ٦:۱٥ ‎ق.ظ / مــادرت ♥.♥.♥ () |

وقتی می خندی ؛

 

تناسب لب هایت با گونه هایت ، نمی دانم به هم می آید یا نه ؟!

تنگ شدن چشمانت به ابروهایت ، می آید یا نه ؟!

 

من هیــــــــــچ نمی دانم ، هیچ !

 

فقــــــــــط بخند .
که روزگارم میـــــــــــــزان می شود ...

 

 

 

 


ادامه مطلب
۱۳٩۱/۱/۱٧ ♥ ۳:٢٧ ‎ب.ظ / مــادرت ♥.♥.♥ () |

خدایاااااا ؛

شکــــــــــــرت ...

 

بهراد من ، پسر بی نظیر من ، همه ی قلب و امید من ؛

امروز کامل ایستاد .

بدون من ، پدر ، تکیه گاه ...

 

خدایا ممنونم ، شکرت .

 

بلند شد از روی زمین ، بی تکیه گاه .

و ایستاد ...

 

.چقدر خوشحااااااالم برایت پسرک زیبا روی من .

. می پرستمت .

۱۳٩۱/۱/٩ ♥ ٥:٥٦ ‎ب.ظ / مــادرت ♥.♥.♥ () |

Design By : nightSelect.com