330. برف... بیا!

این روزهااا؛

چشم به راهیم...
بهتر که بگویم می شود چشم به آسمان!


ما و انتظارمان ک هیچ...
انتظار تو برای برف... به اوج رسیده.
آنقدر کوچک و پاکی که برای باریدنش دعا می کنی؛

خدایا!
یه کاری کاری کن از آسمون برف بیاد...

 

و این لحظه ها؛
برای من انگار خود خدایی... بوی بهشت ات تا همه جا میاد.
بس که نااااب می شوی.

 

این کوچک من، چشم به آسمان تو دوخته...
برف بازی را انتظار می کشد... باز کردن چترش را طلب می کند!
ما همچنان منتظر می مانیم خدا جان!

/ 0 نظر / 51 بازدید